أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
مقدمهء كتاب 37
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
مىشود كه ميدانى در مجمع الامثال نسبت به آن گفته : « يعنون به معن بن زائدة بن عبد اللّه الشيبانىّ و كان من أجواد العرب » و يا نظير آنكه در ساير كتب آوردهاند از قبيل « حدّث عن البحر و لا حرج » كه در سمط العلى ( ص 65 ) ديده مىشود و حاصل اين است كه هر چه قرع سمع كند ترا در بارهء بنى اسرائيل بگوى و نقل كن و باك نداشته باش ، پس با اين اجازه حال اسرائيليّات به خوبى روشن مىشود . [ استغاثه شيخ بهائى به امام زمان ] بارى از اينجاست كه شيخ بهائى ( ره ) در قصيدهء وسيلة الفوز و الامان فى مدح مولانا صاحب الزّمان ضمن استغاثهء خود به آن حضرت عجّل اللّه فرجه معروض ميدارد : ايا حجّة اللّه الذى ليس جاريا * به غير الذى يرضاه سابق أقدار و يا من مقاليد الزّمان بكفّه * و ناهيك من مجد به خصّه البارى أغث حوزة الايمان و اعمر ربوعه * فلم يبق منها غير دارس آثار و أنقذ كتاب اللّه من يد عصبة * عصوا و تمادوا فى عتوّ و اصرار يحيدون عن آياته لرواية * رواها ابو شعيون عن كعب الاحبار و فى الدّين قد قاسوا و عاثوا و خبّطوا * بآرائهم تخبيط عشواء معسار [ جلاء الأذهان ] جلاء الاذهان و منهج الصادقين چنان كه ابو المحاسن جرجانى ( ره ) مطالب ابو الفتوح رازى ( ره ) را مورد استفادهء كامل خود قرار داده و هيچگونه تصريح و اشارهء به اين امر نكرده بلكه نامى از ابو الفتوح و تفسير او نبرده است همچنين طبق مثل معروف « كما تدين تدان » مفسّر شهير معروف ملّا فتح اللّه كاشانى نيز شبيه به اين معامله را با تفسير وى كرده است تفصيل اين اجمال آنكه مرحوم ملّا فتح اللّه در منهج الصادقين مطالب جلاء الاذهان را مورد استفادهء تامّ و تمام خود از آغاز تا انجام قرار داده است بلكه از ملاحظهء برخى از موارد برمىآيد كه غير آن مطالب كه آنها را به صاحبان آنها نسبت داده از قبيل آنچه از تبيان و مجمع البيان و كنز العرفان و تفسير فخر رازى و نظائر آنها نقل كرده باقى مطالب تقريبا مأخوذ از اين تفسير است ليكن به اين روش كه معنى را گرفته و عبارت را تغيير داده است و آن را موشّح بقسمتى از احتجاج بر مباحث مربوطه بامامت ائمّهء اثنى عشر سلام اللّه عليهم و نقل اخبارى